پرش به محتوا

ارته

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از رته)

اِرته (به سانسکریت: ऋत ṛta ) یا رته یا قانون اِرته به معنی نظم کیهانی و جوهر نظام طبیعیی است که کارکرد و امور تمام کیهان را مدیریت و کنترل می‌کند. لغت اَشه معادل اوستایی اِرته است. ارته را درستی، عدل، نظم، حقانیت، فضیلت و کمال نیز ترجمه کرده‌اند.[۱]

آریاییان ایران و هند به آیینی کیهانی، نظام مقدس و قانون ازلی و ابدی تغییرناپذیری اعتقاد داشتند که مفهوم آن با واژهٔ ارته بیان می‌شده است. این قانون و آیین ابتدا به اعتقاد آریاییان نگهبان و حافظ نظم و سامان ستارگان و ماه و خورشید و راهنمای گردش و تعادل آنها در آسمان بود؛ در زمان‌های متأخرتر به تدریج از آسمان بر زمین فرود آمد و به نوعی به آیین و راه و روش زندگی و نظام اجتماعی و اخلاقی و ذهنی بدل شد و بدین سان مفهوم بسیار گسترده‌ای یافت. هر کاری که موافق و مطابق با ارته انجام می‌گرفت، راست و برحق و منطبق بر موازین و عدالت بود. معنا و مفهوم عدالت و تعادل و حق و دادگری نیز از آن اراده می‌شده است. به موجب نظام و قانون ارته می‌بایست هر چه در جهان است، منظم، بسامان، بی‌عیب و نقص، زمین و کشورها آباد، آدمیان راستگو، دادگر، وفادار به پیمان، خرسند و شادمان و پرفرزند باشند. از این رو عقیده بر آن بود که هر کس که خود را در مسیر و موافق این قانون اعظم قرار بدهد و مطابق با آن عمل کند، در حمایت آن قرار می‌گیرد و خدایان آنچه می‌خواهد به او ارزانی می‌دارند و اگر این قانون شناخته نشود یا بدان عمل نشود، نظم زندگی و کشور و جهان برهم خواهد خورد و نه تنها در این جهان کیفر در پی دارد بلکه پس از مرگ نیز باعث محروم ماندن از رستگاری خواهد شد.[۲] به اعتقاد برخی از محققان مفهوم ارته نزدیک و قرینهٔ واژهٔ دیکه به معنای عدالت در یونان است.[۳]

سنگ‌نبشته‌های هخامنشیان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

چون معادل اوستایی اوستایی لغت ارته، اشه است که در دین زرتشتی مانند آیین هندی نقشی اساسی دارد، برخی پژوهشگران معتقدند لغت فارسی باستان ارته در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی اشاره به همین مفهوم در دین زردشتی است. مفهوم ارته در کتیبه‌های بجا مانده از هخامنشیان با نام ایزد ارد در ادبیات زردشتی تفاوت دارد. در این کتیبه‌ها ارته نام ایزد یا فرشته‌ای نیست بلکه نام آیین یا دستور یا قانون مقدسی است که مورد احترام و اطاعت آنها بوده است و معادل لغوی اشه محسوب می‌شود. خشایارشا در سنگ‌نبشتۀ دیوان که از مهم‌ترین اسناد بدست آمده از تخت جمشید است می‌گوید:

هنگامی که من شاه شدم، در میان این کشورهائی که در بالا نام برده شد، نافرمانانی بود، پس اورمزد مرا یاری کرد، به خواست او من آن کشورها را درهم نوردیدم، و به جای خود نشاندم. در بین این کشورها پیش از من جاهائی بود که دیوان را می‌پرستیدند. پس به فرمان اورمزد، من آن پرستش‌خانۀ دیوان را برافکندم و فرمان دادم پرستش دیوان نکنند. هر جا پیش از من دیوان را پرستش می‌کردند، در آنجا من، اهورمزدا و اَرته را با فروتنی ستایش نمودم و آنچه نادرست بود، درست کردم. این کارها که از من سر زد همه به خواست اورمزد بود. اورمزد مرا یاری کرد تا این کارها را انجام دهم.

چون مترجمان سنگ‌نبشتهٔ خشایارشا اَرته را به همین صورت زبان ایلامی و بابلی منتقل کرده‌اند، چنین می‌نماید که ارته یک اندیشه و جهان‌بینی آریایی و ایرانی باشد و در زبان دیگر مردمان کهن واژهٔ مناسبی برای رساندن معنایش موجود نبوده است. همان‌طور در بند هفتم سنگ‌نبشته آمده که «تو که در آینده خواهی بود، اگر فکر کنی که در زندگی خرسند شوم و در هنگام مرگ خجسته (رستگار) باشم، آن آئینی که اورمزد فرموده احترام بگذار و ارته را با فروتنی اطاعت کن. مردی که آن قانونی که اورمزد برپا فرموده احترام گذارد و اورمزد و ارته را با فروتنی پیروی کند، هم در زندگی خرسند شود و هم در هنگام مرگ رستگار می‌گردد.» از این عبارت‌ها که خشایارشا آورده کاملاً آشکار است که منظور او از ارته یا قانون ارته همان راه راست و فرمان اورمزد است. راه و روشی که در برابر و بر ضد ارته قرار دارد درئوگه یا دروغ است که در دورهٔ هخامنشی با معنایی که امروزه ما به این واژه می‌دهیم و تنها سخن نادرست را اراده می‌کنیم فرق دارد، بدین گونه که دروغ در نزد مردم روزگار هخامنشیان معنا و مفهومی بسیار وسیعی داشته و آن شامل هرگونه کار، سخن و اندیشهٔ پلیدی بوده که بر ضد اصول ارته باشد و نظم راستین جهان و اجتماع را برهم زند.[۴]

اعتقاد به ارته در بین قبایل هندوایرانی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

از عقاید بنیادی که نزد هر دو قوم هند و ایرانی دیده می‌شود، می‌توان مفهوم اَرته را ذکر کرد که عبارت از اعتقاد به وجود نظم طبیعی و قاعدهٔ کلی در کارهای جهان است و ظاهراً سرچشمهٔ واقعی اخلاق هم در نزد این دو قوم همین تصور نظم و انضباط کیهانی است. اینکه تعداد زیادی از نام‌های ایرانی و میتانی و جز آنها با لفظ رته و ارته ترکیب یافته است، نشان قدمت و اشتراک این مفهوم در نزد آریاهاست.[۵] ارته نه تنها در میان دو قوم هند و ایرانی بلکه در میان اقوام میتانی نیز یافته می‌شود و این خود قدمت آن را اثبات می‌کند.[۶]

  1. اخوان کاظمی، بهرام (مرداد و شهریور ۱۳۷۸مجلهٔ اطلاعات سیاسی - اقتصادی، شمارهٔ ۱۴۳، عنوان مقاله:عدالت و خودکامگی در اندیشه سیاسی ایران باستان، ص ۶، تهران{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:سال (رده)
  2. ذکاء، یحیی (آذر ۱۳۷۷مجلهٔ بخارا، شمارهٔ ۳، عنوان مقاله:آیا هخامنشیان زرتشتی بوده‌اند؟، ص ۲۹، تهران{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:سال (رده)
  3. اخوان کاظمی، بهرام (مرداد و شهریور ۱۳۷۸مجلهٔ اطلاعات سیاسی - اقتصادی، شمارهٔ ۱۴۳، عنوان مقاله:عدالت و خودکامگی در اندیشه سیاسی ایران باستان، ص ۶، تهران{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:سال (رده)
  4. ذکاء، یحیی (آذر ۱۳۷۷مجلهٔ بخارا، شمارهٔ ۳، عنوان مقاله:آیا هخامنشیان زرتشتی بوده‌اند؟، ص ۳۰ و ۳۱، تهران{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:سال (رده)
  5. تاریخ مردم ایران، زرینکوب، ص ۱۹
  6. جستاری چند در فرهنگ ایران، مهرداد بهار، ص ۱۹

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  • ذکاء، یحیی (آذر ۱۳۷۷مجلهٔ بخارا، شمارهٔ ۳، عنوان مقاله:آیا هخامنشیان زرتشتی بوده‌اند؟، ص ۲۶ و ۲۷، تهران{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:سال (رده)
  • بهار، مهرداد (۱۳۷۶جستاری چند در فرهنگ ایران، تهران: انتشارات فکر روز، شابک ۹۶۴-۵۸۳۸-۷۴-۶{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • زرین کوب، عبدالحسین (۱۳۶۴تاریخ مردم ایران، پیش از اسلام، تهران: مؤسسهٔ انتشارات امیرکبیر{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • هینلز، جان (۱۳۷۵شناخت اساطیر ایران، ترجمهٔ ژالهٔ آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، شابک ۹۶۴-۶۱۹۴-۰۶-۰{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)