دودمان پلانتاژنه
| دودمان پلانتاژنه | |
|---|---|
نشان سلطنتی انگلستان در دورهٔ پلانتاژنه | |
| کشور | پادشاهی انگلستان |
| خاندان نیا | دودمان آنژو |
| عنوانها | |
| پیدایش | سدهٔ ۱۲ میلادی |
| بنیانگذار | جفری پلانتاژنه، کنت آنژو |
| آخرین فرمانروا | ریچارد سوم |
| فرمانروای کنونی | منقرضشده |
| فروپاشی | ۱۴۹۹ در تبار مشروع مردانه |
| برکناری | ۱۴۸۵ |
| زیرشاخهها | |
دودمان پلانتاژنه (انگلیسی: House of Plantagenet) دودمانی سلطنتی با خاستگاه آنژو در فرانسه بود که اعضا و شاخههای آن از به تخت نشستن هنری دوم در ۱۱۵۴ تا کشته شدن ریچارد سوم در ۱۴۸۵ بر انگلستان فرمان راندند. در کاربرد گستردهٔ تاریخی، چهارده پادشاه از هنری دوم تا ریچارد سوم در این تبار قرار میگیرند و شاخههای لنکستر و یورک نیز بخشی از دودمان پلانتاژنه به شمار میآیند.[۱] این خاندان از ازدواج جفری پلانتاژنه، کنت آنژو با امپراتریس ماتیلدا، دختر و وارث هنری یکم انگلستان، پدید آمد. پسر آنان، هنری دوم، پس از جنگ داخلی طولانی میان ماتیلدا و استیون، تاج انگلستان را به دست آورد و دودمانی را بنیان گذاشت که بیش از سه سده در مرکز سیاست انگلستان و اروپای غربی قرار داشت.[۲]
نام «پلانتاژنه» خود نیازمند احتیاط تاریخی است. این نام از لقب منسوب به جفری آنژو و واژهٔ لاتینی planta genista، به معنای گیاه جارو، گرفته شده است. با این حال پادشاهان نخستین این خاندان «پلانتاژنه» را همچون نام خانوادگی رسمی به کار نمیبردند. کاربرد دودمانی این نام بسیار دیرتر رواج یافت و ریچارد، دوک یورک، در حدود ۱۴۵۰ آن را برای تأکید بر نسب خود از ادوارد سوم به کار برد. از همین رو برخی مورخان هنری دوم، ریچارد یکم و جان را مشخصاً «پادشاهان آنژوین» مینامند و اصطلاح پلانتاژنه را برای دورهٔ بعد یا برای کل تبار بهصورت قراردادی به کار میبرند.[۳]
دورهٔ پلانتاژنه یکی از تعیینکنندهترین دورههای تاریخ سیاسی انگلستان بود. در این سه سده، قلمرو وسیع آنژوین هنری دوم شکل گرفت و سپس بخش بزرگی از سرزمینهای آن در فرانسه از دست رفت، مگنا کارتا صادر شد، نظام حقوق عرفی و نهادهای حکومتی سلطنتی توسعه یافتند، فتح ولز و جنگهای طولانی با اسکاتلند رخ دادند، جنگ صدساله آغاز شد و پارلمان انگلستان به نهادی مهمتر در سیاست پادشاهی تبدیل شد. این دوره همچنین شاهد مرگ سیاه، بحرانهای اجتماعی سدهٔ چهاردهم و سرانجام جنگهای دودمانی موسوم به جنگ رزها بود.[۴][۵]
خاستگاه و قلمرو آنژوین
[ویرایش | اشتراکگذاری]
خاستگاه خاندان به کنتهای آنژو در غرب فرانسه بازمیگردد. جفری پنجم در ۱۱۲۸ با ماتیلدا، بیوهٔ امپراتور هاینریش پنجم و تنها فرزند مشروع زندهٔ هنری یکم انگلستان، ازدواج کرد. پس از مرگ هنری یکم در ۱۱۳۵، استیون بلوآ تاج انگلستان را به دست گرفت و منازعهای طولانی میان هواداران او و ماتیلدا آغاز شد. جفری خود بیشتر بر فتح نرماندی تمرکز داشت و در ۱۱۴۴ این دوکنشین را تصرف کرد. پسر او و ماتیلدا، هنری، پس از توافق سیاسی با استیون وارث تاج انگلستان شد و در ۱۱۵۴ با عنوان هنری دوم به تخت نشست.[۲][۶]
هنری دوم هنگام رسیدن به سلطنت تنها پادشاه انگلستان نبود. او آنژو، مین و نرماندی را از خانوادهٔ پدری خود در اختیار داشت و ازدواجش با الینور آکیتن در ۱۱۵۲ قلمروهای وسیع آکیتن را نیز به مجموعهٔ سرزمینهایش افزود. در اوج قدرت او، حوزهٔ فرمانروایی خاندان از مرز اسکاتلند تا پیرنه امتداد داشت و بخش بزرگی از غرب فرانسه را دربر میگرفت.[۷] این مجموعهٔ سرزمینها که در تاریخنگاری جدید اغلب «امپراتوری آنژوین» خوانده میشود یک دولت متمرکز و یکپارچه به معنای جدید نبود. هر قلمرو قوانین، اشراف، سنتهای سیاسی و رابطهٔ فئودالی خاص خود را داشت و شخص پادشاه و پیوندهای خانوادگی مهمترین عامل اتصال آنها بودند.[۶]

فرمانروایی هنری دوم همچنین با توسعهٔ دستگاه قضایی سلطنتی و گسترش نظامی همراه بود که بعدها یکی از پایههای حقوق عرفی انگلستان شد. با این حال اقتدار سلطنتی او بدون منازعه نبود. اختلاف با توماس بکت، اسقف اعظم کانتربری، به قتل بکت در ۱۱۷۰ انجامید و شورش پسران هنری در دههٔ پایانی سلطنتش شکنندگی ساختار خانوادگی قلمرو را آشکار کرد.[۷] جانشینان او نیز برای حفظ این مجموعهٔ سرزمینی با مشکل روبهرو شدند. در دوران جان، فیلیپ دوم فرانسه بخش اعظم نرماندی، آنژو و دیگر متصرفات شمال فرانسه را تصرف کرد و تا ۱۲۰۵ تنها بخشی از قلمرو قارهای پیشین خاندان باقی مانده بود.[۱]
شکستهای خارجی جان با بحران سیاسی در داخل همراه شد. شورش بارونها او را در ۱۲۱۵ به پذیرش مگنا کارتا واداشت. جان اندکی بعد کوشید از تعهدات آن رهایی یابد و جنگ داخلی ادامه پیدا کرد، اما مگنا کارتا در دوران پسرش هنری سوم دوباره صادر شد و به یکی از اسناد ماندگار رابطهٔ سلطنت و نخبگان سیاسی تبدیل شد.[۱] سلطنت طولانی هنری سوم نیز با اختلاف دربارهٔ هزینههای سلطنت، سیاست خارجی و نقش مشاوران دربار روبهرو بود. مخالفت بارونها به رهبری سیمون دو مونتفورت به جنگ داخلی و تشکیل مجلسی در ۱۲۶۵ انجامید که نمایندگان شهرها نیز در آن حضور داشتند. هرچند سلطنت پس از شکست مونتفورت دوباره قدرت خود را تثبیت کرد، بحران نشان داد که حکومت پلانتاژنه دیگر نمیتوانست بدون مذاکره با اشراف و نهادهای سیاسی گستردهتر عمل کند.[۸][۵]
پادشاهی، جنگ و دگرگونیهای سیاسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]در دوران ادوارد یکم، قدرت سلطنتی دوباره گسترش یافت. او پس از مجموعهای از جنگها، شاهزادگی مستقل ولز را شکست داد و نظام حکومتی انگلستان را در بخش بزرگی از آن مستقر کرد. تلاش او برای اعمال برتری بر اسکاتلند موفقیت پایدار نداشت و به جنگهای استقلال اسکاتلند انجامید. در همان دوره، قوانین سلطنتی، نظام مالیاتستانی و پارلمان گسترش پیدا کردند و رابطهٔ میان پادشاه، اشراف و نمایندگان شهرستانها و شهرها شکل منظمتری یافت.[۵][۴] سلطنت پسرش ادوارد دوم در مقابل با اختلاف شدید درباری، شکست نظامی در اسکاتلند و سرانجام برکناری او در ۱۳۲۷ همراه شد.
ادوارد سوم در ۱۳۳۷ ادعای خود را نسبت به تاج فرانسه به یکی از مبانی جنگی تبدیل کرد که بعدها جنگ صدساله نام گرفت. پیروزیهای انگلیسی در کرسی و پواتیه و اسارت ژان دوم فرانسه برای مدتی قدرت نظامی پلانتاژنهها را به اوج رساند. با این حال جنگ تنها بخشی از تحولات سدهٔ چهاردهم بود. مرگ سیاه از ۱۳۴۸ جمعیت انگلستان را بهشدت کاهش داد، کمبود نیروی کار روابط اقتصادی را دگرگون کرد و کوشش حکومت برای محدود کردن دستمزدها و تحرک نیروی کار به تنشهای اجتماعی افزود. این مجموعه از فشارها در نهایت یکی از زمینههای شورش دهقانان ۱۳۸۱ در اوایل سلطنت ریچارد دوم شد.[۵][۴]
دورهٔ پلانتاژنه در نتیجه تنها مجموعهای از جنگهای پادشاهان نبود. در طول سدههای سیزدهم و چهاردهم، پارلمان به بخش منظمتری از حکومت بدل شد، مالیاتهای فوقالعاده بیشتر به رضایت سیاسی نیاز پیدا کردند و محاکم سلطنتی و حقوق عرفی نفوذ بیشتری یافتند. دانشگاههای آکسفورد و کمبریج رشد کردند و ادبیات انگلیسی در آثار نویسندگانی چون جفری چاوسر جایگاه تازهای به دست آورد.[۴] همزمان، قدرت سلطنت همیشه رو به افزایش نبود. پادشاهانی مانند ادوارد دوم و ریچارد دوم با مقاومت سیاسی شدید روبهرو شدند و هر دو از سلطنت کنار گذاشته شدند. همین توانایی نخبگان سیاسی برای برکناری پادشاه نشاندهندهٔ محدودیتهایی بود که در عمل بر اقتدار دودمانی وجود داشت.[۹]
ریچارد دوم در ۱۳۷۷ در دهسالگی به تخت نشست. در سالهای پایانی سلطنت، کوشش او برای مجازات مخالفان و تمرکز قدرت نارضایتی بخشهایی از اشراف را افزایش داد. در ۱۳۹۹، هنگامی که ریچارد در ایرلند بود، پسرعمویش هنری بولینگبروک از تبعید بازگشت و ابتدا ادعای بازپسگیری املاک پدرش جان گونت را مطرح کرد. حمایت سیاسی از او گسترش یافت و ریچارد سرانجام برکنار شد. بولینگبروک با عنوان هنری چهارم تاجگذاری کرد و بدین ترتیب شاخهٔ مستقیمتر سلطنتی جای خود را به خاندان لنکستر، شاخهای فرعی از تبار ادوارد سوم، داد.[۱۰][۹]
لنکستر، یورک و پایان دودمان
[ویرایش | اشتراکگذاری]پادشاهان لنکستر مشروعیت خود را از جان گونت، پسر ادوارد سوم، میگرفتند. هنری چهارم بخش مهمی از سلطنتش را صرف مقابله با شورشها کرد، اما پسرش هنری پنجم با احیای جنگ در فرانسه و پیروزی مشهور آزینکورت در ۱۴۱۵ موقعیت دودمان را تقویت کرد. پیمان تروا در ۱۴۲۰ هنری را وارث شارل ششم فرانسه شناخت، اما مرگ زودهنگام او در ۱۴۲۲ تاج انگلستان را به پسر خردسالش هنری ششم رساند. هنری ششم در کودکی هم پادشاه انگلستان و هم مدعی سلطنت فرانسه شد و در ۱۴۳۱ در پاریس تاج پادشاهی فرانسه بر سر گذاشت، اما نیروهای فرانسوی بهتدریج بیشتر متصرفات انگلیسی را بازپس گرفتند و تا ۱۴۵۳ تقریباً همهٔ سرزمینهای انگلیسی در فرانسه بهجز کاله از دست رفته بود.[۱۱][۹]
ضعف سیاسی هنری ششم، شکستهای فرانسه و رقابت اشراف در دههٔ ۱۴۵۰ به جنگ داخلی میان لنکستر و یورک انجامید. ریچارد، دوک یورک از سوی پدر از ادموند لنگلی، پسر ادوارد سوم، و از سوی مادر از لیونل آنتورپ، پسر ارشدتر ادوارد سوم، نسب میبرد. همین تبار مادری به ادعای یورکیها وزن بیشتری میداد و اختلاف بر سر ترتیب جانشینی را به یکی از مسائل مرکزی جنگ رزها تبدیل کرد.[۱۱] ریچارد یورک در نبرد ویکفیلد در ۱۴۶۰ کشته شد، اما پسرش سال بعد پس از پیروزی یورکیها در نبرد تاوتون با عنوان ادوارد چهارم به سلطنت رسید.

سلطنت ادوارد چهارم در ۱۴۷۰ برای مدت کوتاهی با بازگشت هنری ششم قطع شد، اما ادوارد در ۱۴۷۱ بازگشت و در نبردهای بارنت و توکسبری مخالفان اصلی لنکستری را شکست داد. پس از مرگ او در ۱۴۸۳، پسر دوازدهسالهاش ادوارد پنجم جانشین شد، اما پیش از تاجگذاری از سلطنت کنار گذاشته شد و عمویش با عنوان ریچارد سوم به تخت نشست. ادوارد و برادر کوچکش ریچارد، که بعدها به «شاهزادگان در برج» معروف شدند، در برج لندن ناپدید شدند و سرنوشت آنان یکی از بحثبرانگیزترین مسائل تاریخ سیاسی اواخر سدهٔ پانزدهم باقی مانده است.[۱۲]
در ۲۲ اوت ۱۴۸۵، ریچارد سوم در نبرد بازورث فیلد با سپاه هنری تودور روبهرو شد و در نبرد کشته شد. مرگ او پایان سلطنت خاندان پلانتاژنه و آغاز دودمان تودور بود.[۱۳] هنری تودور با عنوان هنری هفتم تاجگذاری کرد و در ۱۴۸۶ با الیزابت یورک، دختر ادوارد چهارم، ازدواج کرد. این ازدواج پیوند نمادین دو شاخهٔ یورک و لنکستر را در دودمان تازه تقویت کرد، هرچند رقابتهای یورکی و مدعیان تاج برای چندین سال ادامه یافتند.[۱۴]
پایان سلطنت پلانتاژنه در ۱۴۸۵ را نباید با پایان فوری تمام شاخههای خونی آن یکسان دانست. ادوارد پلانتاژنه، ارل واریک، پسر جرج، دوک کلارنس و برادرزادهٔ ادوارد چهارم و ریچارد سوم، پس از بازورث در برج لندن زندانی شد. هنری هفتم در ۱۴۹۹ او را به اتهام توطئه با پرکین واربک اعدام کرد. او آخرین عضو مشروع مرد خاندان بود که نام پلانتاژنه را حمل میکرد.[۱۵] با این همه، تبار پلانتاژنه از طریق زنان در بسیاری از خاندانهای اشرافی و سلطنتی بعدی ادامه پیدا کرد و خود تودورها نیز از چند مسیر به خاندان پیشین پیوند داشتند.
| شاخه | پادشاه | دورهٔ سلطنت |
|---|---|---|
| آنژوین | هنری دوم | ۱۱۵۴–۱۱۸۹ |
| ریچارد یکم | ۱۱۸۹–۱۱۹۹ | |
| جان | ۱۱۹۹–۱۲۱۶ | |
| پلانتاژنه | هنری سوم | ۱۲۱۶–۱۲۷۲ |
| ادوارد یکم | ۱۲۷۲–۱۳۰۷ | |
| ادوارد دوم | ۱۳۰۷–۱۳۲۷ | |
| ادوارد سوم | ۱۳۲۷–۱۳۷۷ | |
| ریچارد دوم | ۱۳۷۷–۱۳۹۹ | |
| لنکستر | هنری چهارم | ۱۳۹۹–۱۴۱۳ |
| هنری پنجم | ۱۴۱۳–۱۴۲۲ | |
| هنری ششم | ۱۴۲۲–۱۴۶۱، ۱۴۷۰–۱۴۷۱ | |
| یورک | ادوارد چهارم | ۱۴۶۱–۱۴۷۰، ۱۴۷۱–۱۴۸۳ |
| ادوارد پنجم | ۱۴۸۳ | |
| ریچارد سوم | ۱۴۸۳–۱۴۸۵ |
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 4 "The Angevins" (in English). The Royal Family. Retrieved 21 اوت 2026.
- 1 2 David Richard Bates. "Geoffrey 'Plantagenet'". The Oxford Companion to British History (in English). Retrieved 21 اوت 2026.
{{cite web}}: بیش از یک پارامتر|وبگاه=and|اثر=دادهشده است (کمک) - ↑ Michael Prestwich. "Plantagenets". The Oxford Companion to British History (in English). Retrieved 21 اوت 2026.
{{cite web}}: بیش از یک پارامتر|وبگاه=and|اثر=دادهشده است (کمک) - 1 2 3 4 5 "The Plantagenets" (in English). The Royal Family. Retrieved 21 اوت 2026.
- 1 2 3 4 Prestwich, Michael (2005). Plantagenet England 1225–1360 (in English). Oxford: Oxford University Press. ISBN 9780198228448.
- 1 2 Warren, W. L. (1977). Henry II (in English). University of California Press. ISBN 9780520034945.
- 1 2 "Henry II 'Curtmantle' (r. 1154–1189)" (in English). The Royal Family. Retrieved 21 اوت 2026.
- ↑ "Henry III (r. 1216–1272)" (in English). The Royal Family. Retrieved 21 اوت 2026.
- 1 2 3 Harriss, Gerald (2005). Shaping the Nation: England 1360–1461 (in English). Oxford: Oxford University Press. ISBN 9780198228165.
- ↑ "Richard II (r. 1377–1399)" (in English). The Royal Family. Retrieved 21 اوت 2026.
- 1 2 "Henry VI (r. 1422–1461 and 1470–1471)" (in English). The Royal Family. Retrieved 21 اوت 2026.
- ↑ "Edward V (Apr–Jun 1483)" (in English). The Royal Family. Retrieved 21 اوت 2026.
- ↑ "Richard III (r. 1483–1485)" (in English). The Royal Family. Retrieved 21 اوت 2026.
- ↑ "Henry VII (r. 1485–1509)" (in English). The Royal Family. Retrieved 21 اوت 2026.
- ↑ J. A. Cannon. "Warwick, Edward Plantagenet, 2nd earl of". The Oxford Companion to British History (in English). Retrieved 21 اوت 2026.
{{cite web}}: بیش از یک پارامتر|وبگاه=and|اثر=دادهشده است (کمک)
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- Harriss, Gerald (2005). Shaping the Nation: England 1360–1461 (in English). Oxford: Oxford University Press. ISBN 9780198228165.
- Prestwich, Michael (2005). Plantagenet England 1225–1360 (in English). Oxford: Oxford University Press. ISBN 9780198228448.
- Warren, W. L. (1977). Henry II (in English). University of California Press. ISBN 9780520034945.
پیوند به بیرون
[ویرایش | اشتراکگذاری]- "The Angevins" (in English). The Royal Family. Retrieved 21 اوت 2026.
- "The Plantagenets" (in English). The Royal Family. Retrieved 21 اوت 2026.
