ونوس
| ونوس | |
|---|---|
ایزدبانوی عشق، زیبایی، میل و اشتیاق، آمیزش جنسی، باروری، شکوفایی و رفاه، روسپیگری و پیروزی | |
| عضوی از دوازده خدای اصلی | |
«ونوس کاپیتولین»، موزهٔ لوور، پاریس. | |
| نمادها | گل رز و درخت مورد |
| روز | جمعه (دیئس وِنِریس) |
| جشنوارهها |
|
| اطلاعات شخصی | |
| والدین | کائلوس |
| همسر | |
| فرزندان | |
| همتای یونانی | آفرودیته |
وِنوس (لاتین کلاسیک: ˈwɛnʊs)، الههٔ روم باستان بود که با عشق، زیبایی، میل و اشتیاق، آمیزش جنسی، باروری، شکوفایی، کامیابی و پیروزی پیوند داشت. در کهنترین لایههای دین روم، او احتمالاً بیش از آنکه الههٔ عشق شهوانی باشد، با باروری، باغها، رویش گیاهان و کامیابی ارتباط داشت؛ اما پس از همسانانگاری با آفرودیتهٔ یونانی، بسیاری از ویژگیها، کارکردها و اسطورههای آفرودیته نیز به ونوس نسبت داده شد.[۱][۲]
در اسطورهشناسی روم، ونوس از طریق پسرش آئنیاس، که پس از سقوط تروا به ایتالیا رسید، نیای اسطورهای مردم روم به شمار میرفت. این باور، بهویژه از اواخر دورهٔ جمهوری، اهمیت سیاسی فراوانی یافت و خاندان یولیایی، از جمله ژولیوس سزار، ادعا میکردند که نسبشان از طریق آئنیاس و پسرش یولوس (آسکانیوس) به ونوس میرسد. از همین رو، سزار ونوس را با لقب ونوس ژنتریکس («ونوسِ مادر») به عنوان نیای خاندان خود گرامی میداشت.[۳][۴]
ونوس در دین روم از مهمترین الههها به شمار میرفت و در جشنها، آیینهای مذهبی و نیایشگاههای گوناگون با لقبهای پرستشی متعددی، از جمله ونوس ژنتریکس، ونوس ویکتریکس و ونوس ورتیکوردیا، مورد پرستش قرار میگرفت. هر یک از این لقبها بر یکی از جنبههای شخصیت و کارکرد او، مانند مادری، پیروزی یا پاسداری از پاکدامنی و نظم اخلاقی، تأکید داشت.[۵][۶] رومیان، بهویژه از سدهٔ سوم پیش از میلاد به بعد، اسطورهها، شمایلنگاری و بسیاری از ویژگیهای آفرودیتهٔ یونانی را با ونوس درآمیختند و این الهه را با همتای یونانی خود یکی دانستند. در نتیجه، ونوس در هنر رومی و ادبیات لاتین اغلب با همان ویژگیهایی تصویر شد که پیشتر به آفرودیته نسبت داده میشد.[۷]
در سنت کلاسیک متأخر و هنر اروپای پس از رنسانس، ونوس به یکی از شناختهشدهترین شخصیتهای اسطورههای یونانی–رومی تبدیل شد و به عنوان تجسم عشق، زیبایی و میل جنسی شناخته میشد. از همین رو، هنرمندان او را غالباً به صورت زنی جوان و برهنه به تصویر کشیدند؛ تصویری که بعدها به یکی از ماندگارترین الگوهای هنر غرب بدل شد.[۸]
ریشهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]نام وِنوس و اسم عام ونوس در زبان لاتین، که به معنای «عشق، دلربایی، لطف و افسون» است، از واژهٔ نیاایتالیایی وِنوس به معنای «میل، اشتیاق و آرزو» گرفته شده است. این واژه نیز از ریشهٔ نیاهندواروپایی وِنهُس، برگرفته از بنِ وِنه به معنای «خواستن، دوست داشتن، میل داشتن و آرزو کردن» مشتق شده است.[۹][۱۰] از همریشههای این واژه میتوان به وِنَس در زبان مِساپی و وَنَس در سانسکریت ودایی اشاره کرد که هر دو با مفاهیمی چون «میل، اشتیاق، آرزو و دلخواه» ارتباط دارند.[۱۱][۱۲] برخلاف صورت نیاهندواروپایی که از نظر دستوری جنس خنثی داشت، واژهٔ لاتینی ونوس به جنس مؤنث درآمد؛ احتمالاً زیرا به نام یک الهه تبدیل شده بود.[۱۱]
واژههای همریشه با نام ونوس در دیگر زبانهای هندواروپایی معمولاً نام ایزد یا الهه نیستند، بلکه مفاهیمی چون میل، آرزو یا محبت را بیان میکنند. از این رو، بیشتر زبانشناسان بر این باورند که کاربرد این واژه به عنوان نام یک الهه، احتمالاً نوآوری ویژهٔ اقوام ایتالیک بوده است. با این حال، نام ایزدی به صورت وِنَس در زبان مِساپی نیز ثبت شده است، هرچند دربارهٔ اینکه این نام بازماندهٔ سنتی بومی است یا وامواژهای از یکی از زبانهای ایتالیک، اتفاق نظر وجود ندارد. همچنین صورت اوسکی وِنز(اِ)ی نیز احتمالاً بازتاب همان نام لاتینی است.[۹][۱۰]
از نام ونوس مشتقات فراوانی در زبان لاتین پدید آمده است؛ از جمله وِنوستوس («زیبا، دلربا»)، وِنوستاس («زیبایی، ظرافت و دلانگیزی»)، وِنِریوس («وابسته به ونوس، عاشقانه یا شهوانی»)، وِنِراری («تکریم کردن، ستودن یا پرستیدن») و وِنِراتسیو («ستایش، تکریم و نیایش»). این واژهها نشان میدهند که نام ونوس در زبان لاتین نه تنها به الههٔ عشق، بلکه به مفاهیم گستردهتری چون زیبایی، جذابیت، لطف و احترام نیز دلالت میکرد.[۹]
خاستگاهها
[ویرایش | اشتراکگذاری]
ونوس از کهنترین الهههای بومی روم به شمار میرفت، اما شخصیت و کارکردهای او در طول زمان دگرگون شد و با آفرودیته، الههٔ یونانی که خود از سنتهای دینی شرق مدیترانه تأثیر پذیرفته بود، درآمیخت. از همین رو، پژوهشگران ونوس را الههای با شخصیتی «جذبکننده» یا «ترکیبی» دانستهاند که در طی سدهها ویژگیهای الهههای گوناگون را در خود جای داده است.[۱۳][۱۴] یکی از کهنترین شواهد پرستش ونوس در ایتالیا، کتیبهای از پرستشگاه مفیتیس در روسانو دی واگلیو است که در آن نام ونوس همراه با لقبی مرتبط با مفیتیس آمده است. این کتیبه نشان میدهد که در برخی نواحی ایتالیا، ونوس پیش از همانندسازی با آفرودیته، با الهههای بومی پیوند داشته است.[۱۵] در دین روم، آیینهای ونوس نمایانگر نیروی مشروعِ کشش، دلربایی و میل انسانی بودند؛ نیرویی که در چهارچوب نظم دینی و اجتماعی عمل میکرد و با جادو و افسونهای غیرقانونی تفاوت داشت. رومیان میان نیروی طبیعی عشق، که زیر حمایت ونوس قرار داشت، و جادوی زیانآور تمایز قائل بودند.[۱۶]
نام ونوس با واژهٔ لاتینی وِنِنوم («معجون، دارو، زهر») و نیز فعل وِنیره («خواستن، میل داشتن») از ریشهٔ هندواروپایی وِن، به معنای «دوست داشتن، میل ورزیدن و آرزو کردن»، همریشه دانسته میشود. از همین رو، واژهٔ وِنِنوم در آغاز تنها به معنای «زهر» نبود، بلکه میتوانست به هرگونه دارو، نوشدارو یا معجون عشق نیز اشاره داشته باشد.[۱۷][۱۸] به نظر میرسد ونوس، پیش از همانندسازی با آفرودیته، اسطورهٔ مستقلی دربارهٔ زادروز خود نداشت. پس از آنکه رومیان او را با آفرودیته یکی دانستند، روایت یونانی تولد آفرودیته نیز به ونوس نسبت داده شد؛ بدینگونه که او از کف دریایی که از خون و اندام بریدهشدهٔ کائلوس (اورانوس) پدید آمده بود، به صورت الههای بالغ سر برآورد.[۱۹][۲۰]

در تفسیرهای فلسفی اندیشمندانی چون وارو، ونوس تجسم اصل زنانه، رطوبت و نیروی زایش طبیعت به شمار میرفت، در حالی که وولکان و مارس نمایندگان نیروی آتشین و مردانه بودند. از دیدگاه او، پیدایش و تداوم زندگی تنها از راه تعادل میان این دو اصل امکانپذیر است.[۲۱][۲۲] ونوس در آیینهای مربوط به بلوغ، عشق و آمادگی برای ازدواج نیز نقش داشت. دخترانی که در آستانهٔ ازدواج بودند، پیش از مراسم عروسی برای او نذر یا پیشکشی تقدیم میکردند تا از باروری، کامیابی و سعادت زناشویی برخوردار شوند. با این حال، سرپرستی خودِ پیمان ازدواج و جنبهٔ حقوقی آن بر عهدهٔ یونو بود؛ ازاینرو، ونوس و یونو در سنت دینی روم نقشهایی مکمل یکدیگر داشتند.[۲۳] برخی نویسندگان رومی نیز اشاره کردهاند که دختران هنگام رسیدن به سن بلوغ، اسباببازیهای کودکی خود را به یکی از ایزدان یا ارواح نگهبان خانه پیشکش میکردند. در برخی منابع این پیشکش به ونوس نسبت داده شده، در حالی که منابع دیگر آن را از آیینهای مربوط به لارها میدانند؛ ازاینرو، جزئیات این رسم بهطور کامل روشن نیست.[۲۴] در بازیهای تاسی که با بندانگشت جانوران انجام میشد و در سراسر روم محبوب بود، بهترین و خوشیمنترین نتیجه ونوس نام داشت. این نام نمادی از بخت نیک، کامیابی و سعادت به شمار میرفت و بازتابی از جایگاه ونوس به عنوان ایزدبانوی خوشاقبالی و کامیابی بود.[۲۵][۲۶]
القاب
[ویرایش | اشتراکگذاری]
همانند بسیاری از ایزدان رومی، ونوس نیز با لقبها و عنوانهای پرستشی فراوانی شناخته میشد که هر یک بر یکی از جنبههای شخصیت، کارکرد، حوزهٔ نفوذ یا پرستش او دلالت داشت. برخی از این لقبها به نیایشگاهها و آیینهای محلی مربوط بودند، برخی دیگر نقشهای سیاسی یا اجتماعی او را بازتاب میدادند و شماری نیز حاصل همسانانگاری ونوس با دیگر ایزدبانوان بودند. پژوهشگران بر این باورند که گسترش قلمرو ونوس تا اندازهای تحت تأثیر گرایش رومیان به ریشهشناسی عامیانه و باور به اصل «نام، نشانهٔ سرنوشت و ماهیت است» قرار داشت؛ باوری که بر پایهٔ آن، شباهت یا همریشگی نامها میتوانست زمینهساز همسانانگاری ایزدان و گسترش کارکردهای آنان شود.[۲۷][۲۸]
- ونوس آسیدالیا: که تنها در ادبیات لاتین دیده میشود. ویرژیل در انهاید از او با تعبیر «مادر آسیدالیا» یاد میکند.[۲۹] سرویوس، مفسر متأخر آثار ویرژیل، این لقب را نادر و رازآلود توصیف میکند و دو خاستگاه برای آن پیشنهاد میدهد. به گفتهٔ او، این نام ممکن است به چشمهٔ آسیدالیا اشاره داشته باشد؛ چشمهای که بنا بر سنت اسطورهای، خاریتها یا سه گریس در آن آبتنی میکردند. او همچنین احتمال میدهد که این لقب با واژهای یونانی مرتبط باشد که به تیر یا پیکان اشاره دارد و از این رهگذر، آن را با تیرهای عشق و رنج ناشی از دلدادگی پیوند میدهد.[۳۰] اووید نیز واژهٔ آکیدالیا را در پیوند با رنج و شور عشق به کار میبرد، نه به عنوان لقبی آیینی برای ونوس.[۳۱] از این رو، بیشتر پژوهشگران امروزی بر این باورند که لقب ونوس آسیدالیا احتمالاً ساخته و پرداختهٔ سنت ادبی لاتین، بهویژه شعر ویرژیل، است و نه عنوانی که در آیینها یا پرستش رسمی ونوس کاربرد داشته باشد. تاکنون نیز هیچ شاهد کتیبهای یا آیینی معتبری برای استفادهٔ مذهبی از این لقب شناخته نشده است.[۳۲][۳۳]
- ونوس آنادیومنه: به معنای «ونوسِ برخاسته از دریا»؛ یکی از مشهورترین شمایلهای ونوس در هنر کلاسیک است. این تصویر از نقاشی نامدار و امروزه از دسترفتهٔ آپلس، نقاش برجستهٔ یونان باستان، الهام گرفته شده بود. در این اثر، ونوس در حالی که بهصورت زنی بالغ از آب دریا سر برمیآورد، گیسوان خیس خود را با دو دست میفشرد؛ تصویری که به نماد تولد الهه از دریا تبدیل شد.[۳۴][۳۵] در دورهٔ رنسانس، این شمایل بار دیگر مورد توجه هنرمندان قرار گرفت. ساندرو بوتیچلی در نقاشی مشهور تولد ونوس، با الهام از سنت کلاسیک، ونوس را بر روی صدفی بزرگ در حال رسیدن به ساحل به تصویر کشید. برخلاف روایتهای باستانی، ایستادن ونوس بر صدف بخشی از سنت هنری رنسانس است و در توصیف نقاشی آپلس دیده نمیشود.[۳۶][۳۷] در بسیاری از آثار هنری باستانی و رومی نیز ونوس پس از برآمدن از دریا در حال فشردن گیسوان خود یا ایستاده بر ساحل نمایش داده شده است؛ حالتی که به یکی از ماندگارترین الگوهای شمایلنگاری او در هنر غرب تبدیل شد.[۳۸][۳۹]
- ونوس بارباتا: به معنای «ونوسِ ریشدار»، لقبی است که در شرح سرویوس بر انهاید ویرژیل آمده است. سرویوس این عنوان را به سنتی نسبت میدهد که ونوس را با ویژگیهای زنانه و مردانه بهطور همزمان توصیف میکرد.[۴۰] ماکروبیوس نیز در ساتورنالیا از پرستشگاهی در قبرس یاد میکند که در آن، پیکرهای از ایزد عشق با ریش و اندام جنسی مردانه، اما با جامه و پیکری زنانه نگهداری میشد. به گفتهٔ او، پرستندگان این ایزد در آیینهای مذهبی لباسهای جنس مخالف را بر تن میکردند؛ مردان جامهٔ زنانه میپوشیدند و زنان لباس مردانه بر تن میکردند.[۴۱] ماکروبیوس این ایزد را با آفرودیتوس، صورت دوجنسهٔ آفرودیته در برخی سنتهای یونانی، یکی میداند. همچنین شاعر لاتینی لائویوس از ایزدی سخن میگوید که «خواه زن، خواه مرد» است و بدین ترتیب بر طبیعت دوگانهٔ او تأکید میکند.[۴۱] در هنر یونانی و رومی نیز چندین پیکره از آفرودیتوس شناخته شده است که ایزد را در حالت آناسیرما نشان میدهند؛ حالتی آیینی که در آن، لباس بالا زده میشود و اندام جنسی مردانه آشکار میگردد. در باورهای یونانی و رومی، این حرکت نیرویی آپوتروپائیک (دفعکنندهٔ شر) داشت و برای دور کردن ارواح زیانآور، چشمزخم و نیروهای نامیمون به کار میرفت.[۴۲][۴۳]

«ونوس آسمانی»، گالری اوفیتزی. این تندیس به سدهٔ دوم میلادی تعلق دارد. بخش تنه اثر باستانی است، اما سرِ تندیس متعلق به پیکرهٔ اصلی نیست و بعدها به آن افزوده شده است.
- ونوس کائلستیس: به معنای «ونوس آسمانی» یا «ونوس بهشتی»، از سدهٔ دوم میلادی به بعد یکی از مهمترین جلوههای ونوس در دین امپراتوری روم بود. ونوس کائلستیس نخستین جلوهٔ ونوس است که بهطور مستند برای او آیین تائوروبولیوم، یعنی قربانی آیینی گاو نر، برگزار شده است. بر پایهٔ یک کتیبه، این مراسم در ۵ اکتبر سال ۱۳۴ میلادی در پرستشگاه او در پوتئولی (پوتسولی کنونی) انجام شد.[۴۴][۴۵] این جلوه از ونوس با دئا سوریا («ایزدبانوی سوری») نیز پیوند یافت؛ ایزدبانویی که نویسندگان رومی معمولاً او را با آستارته یا دیگر ایزدبانوان بزرگ خاور نزدیک همسان میدانستند. همچنین، در دین متأخر روم، ونوس کائلستیس گاه با مگنا ماتر نیز همانند انگاشته میشد؛ زیرا هر دو بهعنوان ایزدبانوان مادر، سرچشمهٔ باروری، نگهبان دولت روم و در برخی سنتها «مادر مردم روم» شناخته میشدند.[۴۶][۴۷]
- ونوس کالوا: به معنای «ونوسِ کچل» یا «ونوسِ بیمو»، یکی از لقبهای نادر و افسانهای ونوس است که تنها در منابع متأخر رومی از آن یاد شده و منشأ آن روشن نیست. نویسندگان باستان برای توضیح این لقب روایتهای گوناگونی نقل کردهاند. بر پایهٔ یکی از این روایتها، این عنوان یادبود فداکاری زنان رومی است که هنگام محاصرهٔ شهر روم، گیسوان خود را بریدند تا از آن زهِ کمان برای مدافعان شهر ساخته شود.[۴۸][۴۹] بر اساس روایت دیگری، در روزگار آنکوس مارکیوس، چهارمین پادشاه روم، همسر او و گروهی از زنان رومی بر اثر بیماری همهگیر موهای خود را از دست دادند. زنانی که به این بیماری مبتلا نشده بودند، گیسوان خود را به ونوس پیشکش کردند تا الهه سلامت و رویش مو را به زنان بیمار بازگرداند.[۵۰][۵۱]
- ونوس کلوآکینا: به معنای «ونوسِ پاککننده»، از همسانانگاری ونوس با کلوآکینا، ایزدبانوی بومی و احتمالاً اتروسکیِ پاکیزگی و آبهای روان، پدید آمد. پرستشگاه کلوآکینا در نزدیکی دهانهٔ کلوآکا ماکسیما، بزرگترین آبراههٔ شهر روم، قرار داشت؛ آبراههای که در آغاز جویباری طبیعی بود، اما بعدها به فاضلاب اصلی شهر تبدیل شد.[۵۲][۵۳] به نظر میرسد آیینهایی که در این پرستشگاه برگزار میشد، در اصل با پاکیزگی آیینی، تصفیهٔ آب و دور کردن آلودگیهای مادی و معنوی ارتباط داشته است. پس از همسانانگاری کلوآکینا با ونوس، این ایزدبانو افزون بر نقش خود در پاکیزگی، با عشق، ازدواج و پیوندهای جنسی مشروع نیز ارتباط یافت.[۵۴][۵۵] بر پایهٔ روایتی که لیوی نقل میکند، پس از آشتی رومیان و سابینها، محل استقرار پیکرهٔ ونوس کلوآکینا به نمادی از صلح و آشتی میان دو قوم تبدیل شد. منابع متأخر نیز میگویند که تیتوس تاتیوس، پادشاه سابین، آیین ازدواج قانونی را به روم آورد و از آن پس، ونوس کلوآکینا نگهبان و پاککنندهٔ روابط زناشویی و پاسدار پاکی و مشروعیت پیوند میان زن و شوهر دانسته شد.[۵۶][۵۷]
تاریخچهٔ آیین و پرستشگاهها
[ویرایش | اشتراکگذاری]نخستین پرستشگاه شناختهشدهٔ ونوس با عنوان ونوس اوبسکوئنس (Venus Obsequens) بهوسیلهٔ کوئینتوس فابیوس ماکسیموس گورگس (کنسول ۲۹۲ پیش از میلاد) در گرماگرم نبردی با جنگهای سامنیت نذر شد. این پرستشگاه در سال ۲۹۵ پیش از میلاد، در محلی نزدیک به تپه آونتین تقدیس شد و بنا بر گزارشها هزینهٔ آن از محل جریمههایی که به زنان رومی بهسبب تخلفات جنسی تحمیل شده بود، تأمین گردید. آیینها و ویژگیهای آن احتمالاً تحت تأثیر یا برگرفته از آیینهای یونانی آفرودیت بود که پیشتر در اشکال گوناگون در سراسر مگنا گراسیای ایتالیا گسترش یافته بودند. تاریخ تقدیس این معبد، ونوس اوبسکوئنس را به جشن Vinalia rustica پیوند میدهد.[۵۸]: 456 [الف]

در سال ۲۱۷ پیش از میلاد، در مراحل آغازین دومین جنگ پونی با کارتاژ، روم در نبرد دریاچه تراسیمنا شکستی فاجعهبار متحمل شد. کتابهای سیبیل پیشنهاد کرد که اگر ونوسِ اریکس (سیسیل) (Venus Erycina)، الههٔ حامی متحدان سیسیلی کارتاژ، متقاعد شود که وفاداری خود را تغییر دهد، کارتاژ شکست خواهد خورد. روم، اریکس را محاصره کرد و به الههٔ آن وعدهٔ ساخت معبدی باشکوه را بهعنوان پاداش این تغییر وفاداری داد. آنان پیکرهٔ او را واژهنامه دین روم باستان «تصاحب» کردند، آن را به رم آوردند و در معبدی بر تپه کاپیتولین، بهعنوان یکی از دوازده دوازده خدای اصلی مستقر کردند.[ب] این «ونوس بیگانه» به ونوس ژنتریکس («ونوس مادر») روم بدل شد،[۶۰]: 80, 83 [۶۱][۶۲] سنت رومی ونوس را مادر و نگهبان شاهزادهٔ تروایی آئنیاس، نیای رومیان، میدانست؛ بنابراین از دید رومیان، این رویداد بازگشت الههٔ نیاکانی به قوم خود بود. اندکی بعد، شکست کارتاژ بهدست روم، نیکخواهی ونوس نسبت به روم، پیوند او با گذشتهٔ اسطورهای تروایی آن و حمایت او از سلطهٔ سیاسی و نظامی روم را تأیید کرد.[پ]
بهنظر میرسد آیین کاپیتولینی ونوس مخصوص رومیانِ با منزلت اجتماعی بالاتر بوده است. آیینی جداگانه برای ونوس اریکینا بهعنوان الههٔ باروری،[۶۴] در سال ۱۸۱ پیش از میلاد در ناحیهای بهطور سنتی پلِبینی، درست بیرون از پومریوم و نزدیک دروازهٔ کولین بنیان نهاده شد. این معبد، آیین و الهه احتمالاً بخش بزرگی از ویژگیها و مناسک شکل اصلی را حفظ کردند.[۶۴][۶۶]: 4, 8, 14
به همین ترتیب، نیایشگاهی برای ونوس ورتیکوردیا («ونوس دگرگونکنندهٔ دلها») که در سال ۱۱۴ پیش از میلاد بنیان نهاده شد اما پیوندهایی با آیین کهن ونوس-فورتونا داشت، «به محیط خاص آونتین و سیرکوس ماکسیموس گره خورده بود» — زمینهای بهشدت پلِبینی برای پرستش ونوس، در تقابل با پرورش اشرافی او بهعنوان الههای فراگیر در رواقیگری و اپیکوریسمگرایی.[ت]
در اواخر جمهوری روم، برخی از برجستهترین رومیان ادعاهای شخصی نسبت به حمایت ونوس مطرح کردند. سردار و دیکتاتور (روم)، لوکیوس کورنلیوس سولا، لقب فلیکس («خوشاقبال») را برای خود برگزید و بدینسان بدهکاری خود به بخت آسمانی و بهویژه به ونوس فلیکس را در مسیر سیاسی و نظامی خارقالعادهاش بهرسمیت شناخت.[ث]
دوست، متحد و سپس دشمن او، پومپه، در رقابت برای جلب حمایت ونوس، در سال ۵۵ پ.م. معبد بزرگی را به ونوس ویکتریکس بهعنوان بخشی از تئاتر پمپی وقف کرد و پیروزی خود در سال ۵۴ پ.م. را با سکههایی که او را با تاج پیروزی نشان میداد، جشن گرفت.[۶۳]: 22–23
دوست پیشین پومپه، متحد او و سپس رقیبش، ژولیوس سزار، حتی فراتر رفت. او در کامیابیهای نظامی خود مدعی حمایت ونوس ویکتریکس شد و ونوس ژنتریکس را نیای الهی شخصی خویش دانست — ظاهراً سنتی دیرپا در میان خاندان خاندان جولیا. پس از ترور سزار، وارث او، آگوستوس، هر دو ادعا را بهعنوان گواهی بر شایستگی ذاتی خود برای زمامداری و تأیید الهی حکومتش پذیرفت.[ج]
در سال ۱۳۵ میلادی، امپراتور هادریان معبدی را برای ونوس و روما (اسطوره) (رم جاودان) بر تپهٔ ولیان رم افتتاح کرد و بدینسان وحدت امپراتوری رم و استانهایش را برجسته ساخت و ونوس را به genetrix محافظ کل دولت روم، مردم و سرنوشتهایش بدل کرد. این بزرگترین معبد در روم باستان بود.[۷۰][۶۰]: 257–58, 260
اسطورهشناسی و ادبیات
[ویرایش | اشتراکگذاری]

همانند بیشتر خدایان و الهههای بزرگ در اسطورهشناسی روم، تصور ادبی ونوس بهطور کامل در وامگیریهایی از اسطورهشناسی ادبی اسطورهشناسی یونان دربارهٔ همتای او، آفرودیته، پیچیده شده است، اما با استثناهای قابلتوجه. در برخی اسطورههای لاتین، کوپید پسر ونوس و مارس، خدای جنگ، بود. در زمانهای دیگر، یا در اسطورهها و الاهیاتهای موازی، ونوس بهعنوان همسر وولکان یا بهعنوان مادر «کوپید دوم»، که پدرش مرکوری بود، درک میشد.[ح] ویرژیل، در تجلیل از حامی خود آگوستوس و خاندان جولیا، پیوندی موجود میان ونوس—که ژولیوس سزار او را حامی خود برگزیده بود—و شاهزادهٔ تروایی آینیاس، آوارهٔ ویرانی تروا و نیای نهایی مردم روم، را بسط داد. آینیاسِ ویرژیل بهوسیلهٔ ونوس در هیئت آسمانیاش، ستارهٔ صبحگاهی که در آسمان روز روشن میدرخشد، به لاتیوم راهنمایی میشود؛ و بسیار بعدتر، او روح سزار را به آسمان میبرد.[خ] در فاستی اووید، ونوس به روم میآید زیرا «ترجیح میداد در شهرِ فرزندانِ خویش پرستیده شود».[۷۲] در روایت شاعرانهٔ ویرژیل از پیروزی اکتاویان در نبرد دریایی آکتیوم، امپراتور آینده با ونوس، نپتون و مینروا همپیمان است. دشمنان اکتاویان—آنتونی، کلئوپاترا و مصریان—که بهدست خدایان عجیب و کمفایدهٔ مصری چون آنوبیس «پارسکنان» یاری میشوند، نبرد را میبازند.[۷۳]
کوپیدها
[ویرایش | اشتراکگذاری]کوپید (Cupid؛ شهوت یا میل) و آمور (Amor؛ عشقِ مهرآمیز) نامهای متفاوتی برای یک خدای عشق رومی دانسته میشوند؛ پسر ونوس که پدرش را گاه مرکوری (اسطوره)، ولکان (اسطوره) یا مارس (اسطوره) دانستهاند.[۷۴] پیکرههای بالدار کودکگونه یا نوجوانمانندی که ونوس را همراهی میکنند—چه بهصورت تکی، چه دوتایی یا بیشتر—بهگونههای مختلف بهعنوان آمورسها، کوپیدو، اروتس یا صورتهایی از اروس یونانی شناخته شدهاند. کهنترینِ اینها اروس است که هزیود او را در شمار ایزدان نخستین یونان قرار میدهد؛ نیرویی زاینده که از عماء (کیهان) پدید آمد و نه مادر داشت و نه پدر. اروس خدای حامی تِسپیه بود، جایی که تا سدهٔ دوم میلادی بهصورت سنگی صورتگری پرستش میشد. از دستکم سدهٔ پنجم پیش از میلاد، او در اِلیس (در پلوپونز) و دیگر نقاط یونان، بهشکل مردی نوجوان یا پیشنوجوان تصویر میشد و بالها، کمان و تیرها، و نیز والدین الهی—الههٔ عشق آفرودیت و خدای جنگ آرس—را به دست آورد. او معابد مستقل خود را داشت و در برخی جاها این معابد را با آفرودیت شریک بود.[۷۵][۷۶]

در اِلیس و آتن، اروس آیینی مشترک با دوقلویی بهنام آنتِروس داشت. در سمپوزیوم سقراطیِ گزنفون (۸٫۱)، یکی از مهمانان ضیافت دارای eros (عشق) نسبت به همسرش است و در مقابل، همسر او anteros (عشق متقابل) به وی دارد. برخی منابع آنتروس را انتقامگیرندهٔ «عشق نادیدهگرفتهشده» میدانند. در تفسیر سدهٔ چهارمی سرویوس (متخصص دستور زبان) بر آئنیاس ویرژیل، کوپید عامل فریبندهٔ ونوس است که خود را بهجای پسر انهآس جا میزند و باعث میشود دیدو (ملکه کارتاژ)، ملکهٔ کارتاژ، همسرش را از یاد ببرد. هنگامی که انهآس عشق او را رد میکند و پنهانی کارتاژ را ترک میکند تا سرنوشتش را بهعنوان نیای مردم روم تحقق بخشد، گفته میشود دیدو آنتروس را بهعنوان «ضدِ کوپید» فرا میخواند. او دچار نفرت و نومیدی میشود، روم را نفرین میکند و با رفتن انهآس، خودکشی میکند.[د][۷۷][۷۶]
کتاب چهارم Fasti اثر اووید، ونوس را نه با نام، بلکه با عنوان «مادرِ عشقهای دوقلو» (gemini amores) فرا میخواند.[ذ] «آمور» نام لاتینیِ محبوب شاعران و اهل ادب رومی برای تجسّم «عشقِ مهربان» بود. درحالیکه کوپید (شهوت) میتواند آمرانه، بیرحم، بازیگوش یا حتی جنگطلب باشد، آمور بهآرامی ترغیب میکند. کاتوی بزرگ با دیدگاهی رواقیگری، کوپید را ایزدیِ طمع و شورِ کور میدانست که از نظر اخلاقی فروتر از آمور است. با این حال، نمایشنامهنویس رومی پلوتس، ونوس، کوپید و آمور را در حال همکاری با یکدیگر به تصویر میکشد.[۷۶]
در کتیبهها و الهیات آیینی روم، نام «آمور» نادر و «کوپیدو» نسبتاً رایج است. بهنظر نمیرسد هیچ معبد رومیای بهتنهایی به کوپید اختصاص یافته باشد، اما فرمول وقف مشترک Venus Cupidoque («ونوس و کوپید») گواهی از آیین اوست که با ونوس، در معبدش درست بیرون دروازهٔ کولینه و جاهای دیگر، مشترک بوده است. او همچنین در بسیاری از آیینهای خانگی خصوصی حضور داشته است. در فضاهای خصوصی و عمومی، تندیسهای ونوس و مارس با همراهی کوپید، یا ونوس، کوپید و اِروتِسهای کوچکتر، گاه بهوسیلهٔ حامیان ثروتمند اهدا میشدند تا هم کارکرد دینی داشته باشند و هم هنری.[۷۸][۷۹] نقشهای کوپید در اسطورههای ادبی معمولاً به کنشهایی در خدمت ونوس محدود میشود؛ در داستان پسوخه و کوپیدو، یکی از روایتهای درون الاغ طلایی اثر نویسندهٔ رومی آپولیوس، طرح داستان و گرهگشایی آن بهوسیلهٔ عشق کوپید به سایکه («روح»)، نافرمانی فرزندانهٔ او، و حسادت مادرش پیش میرود.[۷۶]
شمایلنگاری
[ویرایش | اشتراکگذاری]نشانهها، زمینه و نمادها
[ویرایش | اشتراکگذاری]
تصاویر ونوس در نقاشیهای دیواری خانگی، موزاییکها و پرستشگاههای خانگی (لاراریا) یافت شدهاند. پترونیوس در اثر خود ساتیرکون، تصویری از ونوس را در میان لارها (خدایان خانگی) در لاراریوم آزادشدهٔ تریمالکیو قرار میدهد.[۸۰]
گونههای ونوس که با نامهای ونوس پمپئیانا («ونوس پمپئی») و ونوس پسکاتریچه («ونوس ماهیگیر») شناخته میشوند، تقریباً منحصراً به پمپئی محدود هستند. هر دو شکل ونوس در خانههای ثروتمندان پمپئی دیده میشوند، اما ونوس پمپئیانا بیشتر در فضاهای رسمی پذیرایی یافت میشود و معمولاً در آرایههای سلطنتی کامل، با ردایی بر تن، ایستاده و با حالتی خشک و رسمی، و دست راست بر سینه به تصویر کشیده میشود. تصاویر ونوس پسکاتریچه معمولاً بازیگوشانهترند و اغلب در فضاهای غیررسمی و کمتر عمومیِ «غیرپذیرایی» دیده میشوند؛ در این تصاویر، او معمولاً چوب ماهیگیری در دست دارد و در میان مناظر طبیعی نشسته است و دستکم یک کوپید او را همراهی میکند.[۸۱]
نشانههای ونوس، در بیشتر موارد همان نشانههای آفرودیت هستند. این نشانهها شامل گل رز میشوند، که در آیینهای ونوس در پورتا کولینا پیشکش میشدند،[ر] و بالاتر از همه، مورد (لاتین myrtus) که بهخاطر گلهای سفید و خوشبو، برگهای همیشهسبز و معطر، و خواص پزشکی–جادویی گوناگونش پرورش داده میشد. تندیسهای ونوس و پرستشگرانش در جشنوارهها تاجهایی از مورد بر سر میگذاشتند.[۸۲] پیش از آنکه مورد وارد آیینهای ونوس شود، در مراسم تطهیر کلواکینا، الههٔ اتروسکی–رومیِ فاضلاب اصلی روم بهکار میرفت؛ بعدها، پیوند کلواکینا با گیاه مقدس ونوس باعث شد که او را ونوس بنامند. به همینسان، ریشهشناسی عامیانهٔ رومی، الههٔ کهن و مبهم مورکیا را به «ونوسِ موردها، که اکنون او را مورکیا مینامیم» تبدیل کرد.[۸۳][ز]
مورد بهعنوان یک شهوتافزای بسیار نیرومند تلقی میشد. ونوس بهعنوان الههٔ عشق و سکس، نقشی اساسی در آیینهای پیش از ازدواج و شب عروسی رومیان داشت؛ بنابراین مورد و رز در دستهگلهای عروس بهکار میرفتند. خود ازدواج اغواگری نبود، بلکه وضعیتی قانونی تحت اقتدار یونو بهشمار میرفت؛ ازاینرو، مورد از تاج عروس کنار گذاشته میشد. ونوس همچنین حامی شراب عادی و روزمرهای بود که بیشتر مردان و زنان رومی مینوشیدند؛ نیروهای اغواگر شراب بهخوبی شناخته شده بود. در آیینهای بونادئا، الههٔ پاکدامنی زنان،[ژ] ونوس، مورد و هر چیز مردانهای نهتنها ممنوع، بلکه حتی غیرقابل ذکر بود. این آیینها به زنان اجازه میدادند قویترین شراب قربانی را ــ که در غیر این صورت مخصوص خدایان و مردان رومی بود ــ بنوشند؛ زنان بهطور کنایهآمیز آن را «عسل» مینامیدند. در این شرایط ویژه، آنان میتوانستند بهگونهای پارسا و آیینی از شراب قوی مست شوند، در امان از دخالت مردان و وسوسههای ونوس. بیرون از این زمینه، شراب عادی (یعنی شرابِ ونوس) که با روغن مورد آمیخته شده بود، بهویژه برای زنان مناسب دانسته میشد.[۸۴]
پیوند دیرینهٔ ونوس با شراب، بازتابدهندهٔ ارتباط ناگزیر میان شراب، مستی و سکس است که در عبارت ضربالمثلی sine Cerere et Baccho friget Venus بیان شده است (که بهطور آزاد میتوان آن را «بیخوراک و شراب، ونوس سرد میشود» ترجمه کرد). این عبارت در شکلهای گوناگون بهکار رفته است، از جمله نزد نمایشنامهنویس رومی ترنتیوس، احتمالاً پیش از او نزد دیگران، و قطعاً تا اوایل دوران مدرن. اگرچه ونوس در چندین جشنوارهٔ شراب نقشی مرکزی داشت، خدای رومیِ شراب دیونیزوس (باکوس) بود که با دیونیزوس (باکوس) یونانی و خدای کهنتر رومیِ شراب لیبر (پدر آزادی) یکی دانسته میشد.[۸۵]
سرداران رومی که افتخار اوواسیون ــ شکلی فروتر از پیروزی رومی ــ را دریافت میکردند، تاجی از مورد بر سر میگذاشتند، شاید برای تطهیر خود و سپاهیانشان از گناه خونریزی. آیین اوواسیون با ونوس ویکتریکس («ونوس پیروز») همسانسازی شده بود، زیرا باور داشتند که او این پیروزی نسبتاً «آسان» را اعطا کرده و آن را پاک ساخته است.[۸۶][۶۳]: 63, 113
هنر کلاسیک
[ویرایش | اشتراکگذاری]

هنر رومی و هلنیستی گونههای بسیاری از الهه را پدید آورد، که اغلب بر پایهٔ الگوی پراکسیتلیِ آفرودیت کنیدوسی بودند. بسیاری از پیکرههای برهنهٔ زنانه از این دوره که موضوعشان ناشناخته است، در تاریخ هنر مدرن بهطور قراردادی «ونوس» نامیده میشوند، حتی اگر در اصل ممکن است زنی فانی را به تصویر کشیده باشند و نه یک تندیس آیینی از الهه.
نمونهها عبارتاند از:
- ونوس میلی (۱۳۰ پیش از میلاد)
- ونوس پودیکا
فرهنگ پساکلاسیک
[ویرایش | اشتراکگذاری]هنر قرون وسطی
[ویرایش | اشتراکگذاری]ونوس در کتاب De Mulieribus Claris («دربارهٔ زنان نامدار») یاد شده است؛ مجموعهای از زندگینامههای زنان تاریخی و اسطورهای نوشتهٔ نویسندهٔ فلورانسی، جیووانی بوکاچو، که در سالهای ۱۳۶۱–۱۳۶۲ تألیف شده است. این اثر بهعنوان نخستین مجموعهای که بهطور اختصاصی به زندگینامهٔ زنان در ادبیات غرب میپردازد، اهمیت دارد.[۸۷]
هنر در سنت کلاسیک
[ویرایش | اشتراکگذاری]
ونوس در دورهٔ رنسانس اروپا به موضوعی محبوب در نقاشی و مجسمهسازی تبدیل شد. بهعنوان چهرهای از «سنت کلاسیک» که برهنگی حالت طبیعی او بهشمار میرفت، نمایش او بهصورت برهنه از نظر اجتماعی پذیرفته بود. بهعنوان الههٔ میل جنسی در انسان، وجود درجهای از زیبایی اروتیک در تصویرپردازی او توجیهپذیر بود و همین امر برای بسیاری از هنرمندان و حامیانشان جذابیت داشت. با گذر زمان، واژهٔ venus به هر تصویر هنری از زن برهنه در هنر پساکلاسیک اطلاق شد، حتی زمانی که هیچ نشانهای از الهه بودن موضوع وجود نداشت.


- زایش ونوس (بوتیچلی) (ح. ۱۴۸۵)
- ونوس خفته (جورجونه) (ح. ۱۵۰۱)
- ونوس اوربینو (۱۵۳۸)
- ونوس در برابر آینه (ح. ۱۵۵۵)
- آینه ونوس (۱۶۴۷–۱۶۵۱)
- المپیا (مانه) (۱۸۶۳)
- تولد ونوس (کابانل) (۱۸۶۳)
- زایش ونوس (بوگرو) (۱۸۷۹)
- ونوس شرشل، موزهٔ گسل در الجزایر
- ونوس ویکتریکس و ونوس ایتالیکا، اثر آنتونیو کانوا
در حوزهٔ هنر پیشاتاریخی، از زمان کشف پیکرهٔ موسوم به «ونوس ویلندورف» در سال ۱۹۰۸، مجسمههای کوچک نوسنگی با پیکرههای زنانهٔ فربه بهطور قراردادی «پیکرههای ونوس» نامیده شدهاند. اگرچه نام الههٔ واقعی آنها مشخص نیست، تضاد آگاهانه میان این پیکرههای آیینی فربه و بارور با تصور کلاسیک از ونوس، باعث مخالفتهایی با این نامگذاری شده است.[نیازمند منبع]
نگارخانه
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ونوس با آینه (ح. ۱۵۵۵) اثر تیتیان
- ونوس اثر فرانس فلوریس، موزهٔ هالوویل
- ونوس و کوپید، نقاشی (ح. ۱۶۵۰–۱۷۰۰) اثر پیتر پل روبنس
- مارس خلع سلاحشده بهدست ونوس (۱۸۲۲–۱۸۲۵) اثر ژاک-لویی داوید
- در کوه ونوس (۱۹۰۱) اثر جان کولییر (نقاش پیشارافائلی)
- ونوس روسی (۱۹۲۶) اثر بوریس کوستودیف
- ایریس، ونوس زخمی را به مارس معرفی میکند، اثر سِر جورج هیتر، ۱۸۲۰ – کتابخانهٔ آنت، چتسورث هاوس
- ناشناس (فرانسه) بهپیروی از فرانسوا بوشه، «ونوس و کوپید بر دلفین»، سدهٔ ۱۹، چاپ سنگی
همچنین ببینید
[ویرایش | اشتراکگذاری]یادداشتها
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ شیلینگ (۱۹۵۴)[۵۹]: 87 پیشنهاد میکند که ونوس در آغاز تجسمی انتزاعی از ویژگیهای شخصی بوده و بعدها ویژگیهای آفرودیت را به خود گرفته است.
- ↑ شکل سیسیلی او احتمالاً ترکیبی از آفرودیت و آستارتهٔ جنگاورِ کارتاژی-فنیقی بوده است
- ↑ پیوندهای ونوس با تروآ را میتوان تا تاریخ اسطورهای جنگ تروآ و داوری پاریس پی گرفت؛ جایی که شاهزادهٔ تروایی پاریس (اسطورهشناسی) آفرودیت را بر هرا و آتنا برگزید و زنجیرهای از رویدادها را آغاز کرد که به جنگ و در نهایت نابودی تروآ انجامید. در پیدایش رم، ونوس مادر الهی آئنیاس و در نتیجه نیای الهی کل مردم روم بود.[۶۳]: 23 جنگهای پونیک شاهد ورود آیینهای بیگانهٔ مشابه بسیاری بود، از جمله آیین فریگیِ سیبل (اسطوره) که او نیز پیوندهای اسطورهای با تروآ داشت. بنگرید به[۶۰]: 80.
- ↑ ایدئولوژی اشرافیِ ونوسِ هرچه بیشتر هلنیشده «در نیایش مشهور ونوس فیزیکا در شعر لوکرتیوس خلاصه شده است.»[۶۷]
- ↑ پلوتارک در متن یونانی خود این لقب فلیکس را به اپافرودیتوس (محبوب آفرودیت) ترجمه میکند؛ بنگرید به[۶۸]
- ↑ «در نبرد فارسالوس، سزار نیز به شیوهٔ جمهوریخواهانه نذر ساخت معبدی برای ونوس ویکتریکس کرد، گویی میخواست حامی پومپه را بهشیوهٔ یک واژهنامه دین روم باستان بهسوی خود فراخواند. سه سال پس از شکست پومپه در نبرد آکتیوم، سزار فروم جدید خود را با معبدی برای نیای خویش ونوس ژنتریکس تقدیس کرد — «ظاهراً در وفای به نذر». این الهه به ایجاد هالهای الهی برای نسل او کمک کرد و راه را برای آیین خودِ سزار بهعنوان یک واژهنامه دین روم باستان و نهادینهشدن فرقه امپراتوری روم هموار ساخت.»[۶۹]
- ↑ گاه بهعنوان اروس–کوپید تفسیر میشود، بهعنوان نمادی از پیوند جنسی میان الهه و آنخیسِس، اما شاید همچنین اشارهای باشد به صحنهای در انهاید که در آن دیدو کوپیدِ مبدّل به آسکانیوس را در دامان خود مینشاند و دلباختهٔ آینیاس میشود.
- ↑ سیسرون، دربارهٔ ماهیت خدایان، ۳٫۵۹–۳٫۶۰؛ «ونوس نخست دختر آسمان و روز است؛ معبد او را در الیس دیدهام. دومی از کفِ دریا زاده شد و بنا بر روایتها، از مرکوری مادرِ کوپید دوم گشت. سومی دختر ژوپیتر و دیونه است که با وولکان ازدواج کرد، اما گفته میشود از مارس مادرِ آنترُس بوده است. چهارمی در سوریه و قبرس بارور شد و آستارته نام دارد؛ روایت شده که با آدونیس ازدواج کرد.»
- ↑ ونوس بهعنوان راهنما و محافظ آینیاس و نوادگانش، درونمایهای مکرر در انهاید است. برای بحث، بنگرید به ویلیامز (۲۰۰۳).[۷۱]
- ↑ سیسرون آنتروس را «کوپید سوم» میداند که پدرش مارس و مادرش «ونوس سوم»، یعنی الههٔ شکار دیانا بوده است (که معمولاً «باکره» توصیف میشود). بنگرید به سیسرون، دربارهٔ طبیعت خدایان، ۳٫۵۹–۳٫۶۰
- ↑ اووید، Fasti، ۴٫۱؛ Amores، ۳٫۱۵٫۱؛ Heroides، ۷٫۵۹ و ۱۶٫۲۰۳. نیز بنگرید به کاتولوس، شعر ۳٫۱ و ۱۳٫۲؛ هوراس، ۱٫۱۹٫۱ و ۴٫۱٫۵
- ↑ Eden (1963),[۵۸]: 456 citing اووید. فاستی. 4:869–70, cf. I35–I38. اووید آیینهایی را توصیف میکند که در اوایل دوران امپراتوری برگزار میشدند، زمانی که پیرامون معبد بخشی از باغهای سالوست بود.
- ↑ مورکیا زیارتگاهی در سیرکوس ماکسیموس داشت.
- ↑ "بونادئا" بهمعنای «الههٔ نیک» است. او همچنین «الههٔ زنان» بود.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ Staples 1998, pp. 80–84.
- ↑ Turcan 2001, pp. 45–48.
- ↑ Beard, North & Price 1998, pp. 96–98.
- ↑ Galinsky 1969, pp. 118–123.
- ↑ Staples 1998, pp. 85–92.
- ↑ Turcan 2001, pp. 47–50.
- ↑ Grimal 1987, pp. 456–458.
- ↑ Clark 1956, pp. 64–90.
- 1 2 3 deVaan 2008, pp. 675–676.
- 1 2 Beekes 2010, p. 1590.
- 1 2 deVaan 2008, p. 676.
- ↑ Mallory & Adams 2006, pp. 480–481.
- ↑ Schilling 1954, pp. 15–23.
- ↑ Turcan 1996, pp. 43–46.
- ↑ Scullard 1981, pp. 97–99.
- ↑ Turcan 1996, pp. 46–49.
- ↑ de Vaan 2008, pp. 662–663.
- ↑ Ernout & Meillet 2001, p. 744.
- ↑ Hesiod 1914, Theogony 188–206.
- ↑ Hard 2004, pp. 198–200.
- ↑ Augustine 1871, De Civitate Dei VII.23.
- ↑ Beard, North & Price 1998, pp. 60–63.
- ↑ Scullard 1981, pp. 99–101.
- ↑ Schultz 2006, pp. 113–115.
- ↑ Smith 1875, Talus.
- ↑ Scullard 1981, p. 100.
- ↑ Scheid 2003, pp. 57–59.
- ↑ Staples 1998, pp. 80–83.
- ↑ Virgil 2008, pp. 25–26.
- ↑ Servius 1881, pp. 214–215.
- ↑ Ovid 2004, pp. 108–109.
- ↑ Staples 1998, pp. 81–82.
- ↑ OxfordClassicalDictionary 2012, p. 1516.
- ↑ Pliny 1855, Natural History 35.91.
- ↑ Boardman 1991, pp. 240–241.
- ↑ Gombrich 1995, pp. 172–174.
- ↑ Hall 2008, pp. 318–319.
- ↑ LIMC 1981, Venus/Aphrodite.
- ↑ Boardman 1991, pp. 240–243.
- ↑ Servius 1881, Commentary on Aeneid 2.632.
- 1 2 Macrobius 2011, Saturnalia 3.8.2–3.
- ↑ LIMC 1984, Aphroditos.
- ↑ Johns 1982, pp. 66–69.
- ↑ CIL & X 1596.
- ↑ Turcan 1996, pp. 54–55.
- ↑ Roller 1999, pp. 282–285.
- ↑ Beard, North & Price 1998, pp. 254–256.
- ↑ Servius 1881, Commentary on Aeneid 1.720.
- ↑ Smith 1873, Venus.
- ↑ Lactantius 1907, Divinae Institutiones 1.20.
- ↑ Roscher 1897, pp. 855–856.
- ↑ Livy 1919, 1.38.
- ↑ Platner & Ashby 1929, Cloacina, Sacrum.
- ↑ Beard, North & Price 1998, pp. 81–82.
- ↑ Richardson 1992, Cloacina, Sacrum.
- ↑ Livy 1919, 1.13.
- ↑ Smith 1873, Cloacina.
- 1 2 3 Eden, P.T. (1963). "Venus and the Cabbage". Hermes. 91: 448–59.
- ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامSchilling-1954وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - 1 2 3 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامBeard-etal-1998وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ تیتوس لیویوس. Ab Urbe Condita. 23.31.
- ↑ Orlin, Eric (2007), in Rüpke, J, ed. A Companion to Roman Religion, Blackwell publishing, p. 62.
- 1 2 3 Beard, Mary (2007). The Roman Triumph. The Belknap Press.
- 1 2 لیپکا تاریخ بنیان معبد کولینِ ونوس را ۱۸۱ پ.م. میداند.[۶۵]: 72–73
- ↑ Lipka, Michael (2009). Roman Gods: A conceptual approach. Brill.
- 1 2 Orlin, Eric M. (2002). "Foreign cults in republican Rome: Rethinking the pomerial rule". Memoirs of the American Academy in Rome. 47. University of Michigan Press: 1–18. doi:10.2307/4238789. JSTOR 4238789.
- ↑ Torelli, Mario (1992). Typology and Structure of Roman Historical Reliefs. University of Michigan Press. pp. 8–9.
- ↑ پلوتارک. Life of Sulla. 19.9.
- ↑ Orlin, in Rüpke (ed), pp. 67–69
- ↑ Grout, James. "Temple of Venus and Rome". Encyclopedia Romana – via Penelope, دانشگاه شیکاگو.
- ↑ Williams, M.F. (2003). "The Sidus Iulium, the divinity of men, and the Golden Age in Virgil's Aeneid" (PDF). Leeds International Classical Studies. 1. Archived from the original (PDF) on 2014-06-11. Retrieved 2014-03-23.
- ↑ اورلین،[۶۶]: 4, note 14 با استناد به Ovid. فاستی (شعر). 4.876.
- ↑ ویرژیل. انهاید. 8.696–700.
- ↑ مدخل «Cupid» در The Classical Tradition، بهویراستهٔ آنتونی گرافتون، گلن دبلیو. موست و سالواتوره ستیس (انتشارات دانشگاه هاروارد، ۲۰۱۰)، صص. ۲۴۴–۲۴۶؛ نیز بنگرید به سیسرون، دربارهٔ طبیعت خدایان، ۳٫۵۹–۳٫۶۰.
- ↑ O'Hara, James J. (1990). "The significance of Vergil's Acidalia Mater, and Venus Erycina in Catullus and Ovid". Harvard Studies in Classical Philology. 93: 335–338. doi:10.2307/311293. JSTOR 311293.
- 1 2 3 4 Wlosok, Antonie (1975). "Amor and Cupid". Harvard Studies in Classical Philology. 79: 165–179. doi:10.2307/311134. JSTOR 311134.
- ↑ O'Hara, James J. (1990). "The significance of Vergil's Acidalia Mater, and Venus Erycina in Catullus and Ovid". Harvard Studies in Classical Philology. 93: 335–338. doi:10.1093/hsc/93.0.335. JSTOR 311293.
- ↑ Clark, Anna, Divine Qualities: Cult and Community in Republican Rome, Oxford University Press, 2007, ص. ۱۷۷.
- ↑ Curchin, Leonard A., «Personal Wealth in Roman Spain»، Historia، ۳۲٫۲ (۱۹۸۳)، ص. ۲۳۰.
- ↑ Kaufmann-Heinimann, in Rüpke (ed), pp. 197–98.
- ↑ Brain (2017), pp. 51–56
- ↑ Versnel, H. S. (1994). "Transition and reversal in myth and ritual". Inconsistencies in Greek and Roman Religion. Vol. 2. Brill. p. 262.
- ↑ Eden (1963)[۵۸]: 457–58 citing پلینیوس بزرگ، تاریخ طبیعی، 15،119–21
- ↑ Versnel, H.S. (1994). "Transition and reversal in myth and ritual". Inconsistencies in Greek and Roman Religion. Vol. 2. Brill. p. 262; see also Versnel, H.S. (April 1992). "The Festival for Bona Dea and the Thesmophoria". Greece & Rome. Second Series. 39 (1): 44. doi:10.1017/S0017383500023974. S2CID 162683316, citing پلوتارک. Quaestiones Romanae. 20. For the total exclusion of myrtle (and therefore Venus) at Bona Dea's rites, see بونادئا article.
- ↑ Bull, Malcolm, The Mirror of the Gods, How Renaissance Artists Rediscovered the Pagan Gods, Oxford UP, 2005, pp. 218_219شابک ۹۷۸−۰۱۹۵۲۱۹۲۳۴
- ↑ Brouwer, Henrik H.J. (1997). Bona Dea : The sources and a description of the cult. E.J. Brill. p. 337. ISBN 978-9004086067, citing پلینیوس بزرگ، تاریخ طبیعی، فصل 23، سطرهای 152–58؛ و کتاب 15، فصل 38، سطر 125
- ↑ Boccaccio, Giovanni (2003). Famous Women. I Tatti Renaissance Library. Vol. 1. Translated by Virginia Brown. Cambridge, MA: Harvard University Press. p. xi. ISBN 0-674-01130-9.
- ↑ مری برد (کلاسیک)، سایمون پرایس (کلاسیک)، نورث، ج.، Religions of Rome: Volume 2, a Sourcebook, illustrated, انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۸، 2.1a، ص. ۲۷
کتابشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]- مری برد (کلاسیک)، سایمون پرایس (کلاسیک)، نورث، ج.، ادیان روم: جلد ۱، تاریخچه، مصور، انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۸.
- مری برد (کلاسیک): پیروزی رومی، انتشارات بلنپِ انتشارات دانشگاه هاروارد، کمبریج، ماساچوست، و لندن، انگلستان، ۲۰۰۷. (جلد سخت). شابک ۹۷۸−۰−۶۷۴−۰۲۶۱۳−۱
- Bianconi, Michele; Capano, Marta; Sabattini, Paolo (2025-05-21). "ارزیابی تازهای از واکهسازی مساپی". Indo-European Linguistics. 13 (1): 1–40. doi:10.1163/22125892-bja10039. ISSN 2212-5892.
- Brain, Carla (23 March 2017). "ونوس در فضای خانگی پمپئی: تزیین و بافت". Theoretical Roman Archaeology Journal (2016): 51–66. doi:10.16995/TRAC2016_51_66.
- شامپو، ژ. (۱۹۸۷). فورتونا. پژوهشهایی دربارهٔ پرستش فورتونا در روم و جهان رومی از آغاز تا مرگ سزار. جلد دوم: دگرگونیهای فورتونا در دورهٔ جمهوری. رم: مدرسهٔ فرانسوی رم، صص. ۳۷۸–۳۹۵.
- de Cazanove, Olivier (2007), "ایتالیای پیشارومی، پیش و زیر سلطهٔ رومیان", A Companion to Roman Religion (in English), John Wiley & Sons, Ltd, pp. 43–57, doi:10.1002/9780470690970.ch4?msockid=15fe42682eaf681f142554ca2fc86901, ISBN 978-0-470-69097-0, retrieved 2025-11-27
{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:پارامتر اثر با شابک (رده) - de Vaan, Michiel (2008). فرهنگ ریشهشناسی زبان لاتین و دیگر زبانهای ایتالیایی. لیدن · بوستون. ISBN 978-90-04-16797-1.
- ایدن، پ.ت.، «ونوس و کلم»، Hermes، ۹۱ (۱۹۶۳)، صص. ۴۴۸–۴۵۹.
- هموند، ن.گ.ل. و اسکولارد، ه.ه. (ویراستاران) (۱۹۷۰). فرهنگ کلاسیک آکسفورد. آکسفورد: انتشارات دانشگاه آکسفورد. (ص. ۱۱۳)
- لانگلندز، ربکا (۲۰۰۶). اخلاق جنسی در روم باستان. انتشارات دانشگاه کمبریج. شابک ۹۷۸−۰−۵۲۱−۸۵۹۴۳−۱.
- لوید-مورگان، گ. (۱۹۸۶). «ونوس رومی: پرستش عمومی و آیینهای خصوصی». در م. هنیگ و ا. کینگ (ویراستاران)، خدایان و نیایشگاههای بتپرستانهٔ امپراتوری روم (صص. ۱۷۹–۱۸۸). آکسفورد: کمیتهٔ باستانشناسی آکسفورد، تکنگاری ۸.
- Mallory, J.P.; Adams, D. Q., eds. (1997). دانشنامهٔ فرهنگ هندواروپایی. لندن، شیکاگو: Fitzroy Dearborn Publishers. ISBN 978-188-496-498-5.
- نش، ا. (۱۹۶۲). فرهنگ تصویری روم باستان، جلد ۱. لندن: A. Zwemmer Ltd. (صص. ۲۷۲–۲۶۳، ۴۲۴)
- ریچاردسون، ل. (۱۹۹۲). فرهنگ جغرافیایی نوین روم باستان. بالتیمور و لندن: انتشارات دانشگاه جانز هاپکینز. (صص. ۹۲، ۱۶۵–۱۶۷، ۴۰۸–۴۰۹، ۴۱۱) شابک ۰−۸۰۱۸−۴۳۰۰−۶
- روم، ا. (۱۹۸۳). فرهنگ کلاسیک روم. لندن و بوستون: Routledge & Kegan Paul. (صص. ۳۱۹–۳۲۲)
- یورگ روپکه (ویراستار)، همراه دین رومی، Wiley-Blackwell، ۲۰۰۷. شابک ۹۷۸−۱−۴۰۵۱−۲۹۴۳−۵
- شیلینگ، ر. (۱۹۸۲) (ویرایش دوم). دین رومی ونوس از آغاز تا زمان آگوستوس. پاریس: Editions E. de Boccard.
- شیلینگ، ر.، در بونفوا، ی. و دونیگر، و. (ویراستاران)، اسطورهشناسیهای رومی و اروپایی، (ترجمهٔ انگلیسی)، انتشارات دانشگاه شیکاگو، ۱۹۹۱. ص. ۱۴۶.
- اسکولارد، ه.ه. (۱۹۸۱). جشنها و آیینهای جمهوری روم. لندن: Thames and Hudson. (صص. ۹۷، ۱۰۷)
- زیمون، ا. (۱۹۹۰). خدایان رومیان. مونیخ: Hirmer Verlag. (صص. ۲۱۳–۲۲۸).
- استپلز، آریادنه (۱۹۹۸). از الههٔ نیک تا دوشیزگان وستال: جنسیت و دستهبندی در دین رومی. لندن: Routledge. شابک ۰۴۱۵۱۳۲۳۳۹.
- تورکان، روبر (۲۰۰۱). فرقههای امپراتوری روم. Blackwell. شابک ۰۶۳۱۲۰۰۴۶۰.
- واگنفورت، هندریک، «خاستگاه الههٔ ونوس» (نخست منتشرشده بهصورت «De deae Veneris origine»، Mnemnosyne، سری چهارم، ۱۷، ۱۹۶۴، صص. ۴۷–۷۷) در Pietas: مطالعات برگزیده در دین رومی، Brill، ۱۹۸۰.
- واینستاک، س. (۱۹۷۱). Divus Julius. آکسفورد؛ Clarendon Press. (صص. ۸۰–۹۰)
- گرد شرم، بریگیت تاست Astarte und Venus. Eine foto-lyrische Annäherung (۱۹۹۶)، شابک ۳−۸۸۸۴۲−۶۰۳−۰
پیوندهای بیرونی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
پروندههای رسانهای مربوط به Venus (dea) در ویکیانبار
- دائرةالمعارف آنلاین بریتانیکا
- الههٔ رومی ونوس – برگزیدههایی از موزهٔ بریتانیا
- پایگاه دادهٔ شمایلنگاری مؤسسهٔ واربورگ (حدود ۲۴۰۰ تصویر از ونوس)
- «ونوس که کوپید را بهسبب یادگیری حساب سرزنش میکند» اثر سر جاشوا رینولدز در گالری هنری لیدی لِوِر


