پرش به محتوا

machen

از ویکی‌واژه

آلمانی

[ویرایش]

تلفظ

[ویرایش]
  • /ˈmaxən/

فعل

[ویرایش]

machen

  1. ساختن؛ درست کردن یا تولید کردن چیزی.
    Kinder machen Sandburgen.
    بچه‌ها قلعه‌های شنی درست می‌کنند.
  2. انجام دادن؛ اجرا کردن یا مشغول کاری بودن.
    Wir machen Sport.
    ما ورزش می‌کنیم.
  3. باعث شدن؛ موجب شدن یا اثری ایجاد کردن.
    Was macht das?
    آن چه اثری دارد؟
  4. دادن؛ چیزی را به کسی دادن یا برای کسی فراهم کردن.
    Er macht ihr ein Geschenk.
    او به او هدیه‌ای می‌دهد.
  5. قیمت داشتن؛ هزینه داشتن یا برابر با مبلغی بودن.
    Der Urlaub macht 1000 Euro.
    تعطیلات ۱۰۰۰ یورو هزینه دارد.
  6. به نظر رسیدن؛ ظاهر خاصی ایجاد کردن.
    Sie macht glücklich.
    او خوشحال به نظر می‌رسد.
  7. ادرار کردن؛ شاشیدن. (عامیانه)
    Der Hund macht auf den Baum.
    سگ روی درخت ادرار می‌کند.

منابع

[ویرایش]
  • LanGeek Online Dictionary، مدخل «machen»، بازبینی‌شده در ۱۱ مهٔ ۲۰۲۶.