machen
ظاهر
آلمانی
[ویرایش]تلفظ
[ویرایش]- /ˈmaxən/
فعل
[ویرایش]machen
- ساختن؛ درست کردن یا تولید کردن چیزی.
- Kinder machen Sandburgen.
- بچهها قلعههای شنی درست میکنند.
- انجام دادن؛ اجرا کردن یا مشغول کاری بودن.
- Wir machen Sport.
- ما ورزش میکنیم.
- باعث شدن؛ موجب شدن یا اثری ایجاد کردن.
- Was macht das?
- آن چه اثری دارد؟
- دادن؛ چیزی را به کسی دادن یا برای کسی فراهم کردن.
- Er macht ihr ein Geschenk.
- او به او هدیهای میدهد.
- قیمت داشتن؛ هزینه داشتن یا برابر با مبلغی بودن.
- Der Urlaub macht 1000 Euro.
- تعطیلات ۱۰۰۰ یورو هزینه دارد.
- به نظر رسیدن؛ ظاهر خاصی ایجاد کردن.
- Sie macht glücklich.
- او خوشحال به نظر میرسد.
- ادرار کردن؛ شاشیدن. (عامیانه)
- Der Hund macht auf den Baum.
- سگ روی درخت ادرار میکند.
منابع
[ویرایش]- LanGeek Online Dictionary، مدخل «machen»، بازبینیشده در ۱۱ مهٔ ۲۰۲۶.